
به مناسبت هفتمين روز درگذشت ايرج قادري مصاحبه اي با اشخاص بالا انجام داده ايم كه از شمادعوت مي كنيم در ادامه مطلب ببينيد...

وبلاگ بهروزوثوقي اين ضايعه را به مردم ايران و جامعه هنري تسليت عرض مي نمايد.
حسین امامی: راس ساعت 8 صبح روز چهارشنبه چهارم خرداد ماه وارد ورزشگاه آزادی تهران شدیم. بعد از طی ورودی ورزشگاه یکصد هزار نفری وارد استادیوم شدیم. جمعیتی حدود 10
هزار نفر که تقریبا هزار نفر آن خانم بودند در ورزشگاه حضور داشتند. این افراد همان جمعیت همیشه حاضر در صحنه بودند که در روز بازی پشت ناصر خان حجازی بودند. مردم شروع به تشویق ناصر حجازی کردند. هر لحظه به تعداد جمعیت اضافه می شد. نیروی امنیتی بسیاری هم در لا به لای مردم حرکت می کردند. تقریبا بعد از نیم ساعت مراسم تشییع شروع شد. این پیکر اسطوره فوتبال ایران بود که روی دست هوادارانش تشییع می شد. اهالی فوتبال در زمین حضور داشتند و مردم هم با شعار و تشویق بعضی هم با گریه پیکر ناصر حجازی را بدرقه کردند تا به سمت بهشت زهرا تهران منتقل گردد. بعد از مراسم نماز جمعیت که حالا دیگر به 20 هزار نفر رسیده بودند ورزشگاه را ترک کردند. ما هم راهی قطعه نام آوران بهشت زهرا شدیم. ترافیک ایجاد شده در ورودی بهشت زهرا مانع رسیدن مردم به قطعه نام آوران می شد اما به هر حال رسیدیم. به قول خودمان (جا برای سوزن انداختن نبود) تمام عاشقان ناصر حجازی بودند. مردم گروه گروه با گریه و تشویق به این اسطوره ادای احترام می کردند. ازدحام جمعیت آنقدر زیاد بود که در عکاسی دچار مشکل شده بودیم. اما به هر حال تعداد 30 عکس برای شما عزیزان انتخاب کردم که می توانید دانلود کنید. ادامه را در متن کامل ببینید.
حسین امامی: برنامه هفت که جمعه شب ها ساعت 23 به وقت تهران از کانال سه سیمای جمهوری اسلامی روی آنتن می رود در اقدامی بی سابقه در طی این سال ها طی یک وله کوتاه با نام (بازیگری از رویا تا واقعیت) به
معرفی چهره های سینمای قبل از انقلاب پرداخت که در این بین از نام سه بازیگر مطرح آن زمان تنها نام ناصر ملک مطیعی و فردین از زبان نریتور خارج شد. این برنامه با اجرای فریدون جیرانی به یکی از برنامه های جنجالی این روز ها تبدیل شده است. از انتقاد های مسعود کیمیایی در مورد عدم نمایش چهره بهروز وثوقی در تلویزیون بگیرید تا تیتراژ برنامه که در یک شات بسیار کوتاه عکسی از بهروز وثوقی و داود رشیدی را که مربوط به فیلم فرار از تله است نمایش میدهد و حتی در همین برنامه قبلی این برنامه که علیرضا داود نژاد کارگردان با سابقه سینما به انتقاد از وضعیت سینمای ایران پرداخت. بگذریم، اما آن چه که مشخص است جیرانی برای نمایش چهره بهروز وثوقی در تلویزیون آن هم بعد از این همه سال مجوز هایی از بالا سری های خود گرفته است اما وقتی در این وله از بهروز وثوقی به عنوان کسی که تنها در فیلمهایش نقش لات ها را بازی می کرده است یاد می شود نتیجه می گیریم که هدف از نمایش این وله تنها تخریب این چهره محبوب سینمای ایران است.
یران من هم مثل
خیلی از هموطنان دیگرم چند تا از رلهایی که بهروز وثوقی بازی کرده خیلی
دوست دارم.» این بازیگر افزود: «در کنار توانایی بهروز وثوقی، چهره آرام و
متین و دوستداشتنی فردین را هم همیشه دوست داشتهام.» بازیگر فیلم «جدایی
نادر از سیمین» درمورد بازیگران پس از انقلاب گفت: «در میان بازیگران پس
از انقلاب هم از علاقهمندان همیشگی فرامرز قریبیان بودهام. همیشه از
علاقهمندان کارهای آقای جمشید هاشمپور بودهام. تکنیک و ظرافت بازی آقای
مهدی هاشمی هم همیشه برایم جذاب بوده است.» با سلام. بعد از مدت ها انتظار فیلمی کوتاه از پشت صحنه فیلم اخرین شعر کرگدن با بازی بهروز وثوقی را پیدا کردیم که شما عزیزان می توانید از دیدن ان لذت ببرید.
حسین امامی: با عرض سلام و تبریک به مناسبت فرارسیدن فصل بهار و سال نو خدمت شما عزیزان. به عنوان هدیه نوروزی فیلم کامل تجلیل از بهروز وثوقی عزیز در لوس نجلس را آماده کردیم. با آرزوی سال پر از برکت و شادی و سلامتی برای هموطنان عزیزم .

نمی
توان انکار کرد که سالهاست از دوران درخشان دوبله ی ایران فاصله گرفته ایم
و دیگر تصور تکرار آن روزها نیز برایمان به خواب و رویا شبیه است و همچنین
نمی توان انکار کرد که برخی
دوبلورها با انحصار طلبی و ایجاد شرایط ویژه و
فضای خودی و غیر خودی به هرز رفتن مسیر دوبله ی ایران کمک کردند .این جا
قصد محکوم کردن و گشتن به دنبال مقصر این اتفاق نیست چون انحصار طلبی
نتیجه ی ناگزیر و مستقیم فقدان امنیت کاری است که همه کم و بیش به آن
دچاریم. اما دانستن این موضوع با دامن زدن به فاجعه ای که آرام آرام به
جای دوبله گوش و هوش مردم را پر می کند بسیار متفاوت است.با این
وجود، در حال حاضر، تلویزیون ایران تنها بار بخشی از این واقعه ی اسفبار
صوتی را به دوش می کشد. صداهای نپخته و بی هویت و انتخاب دوبلورنامناسب و
صدای ناهمخوان با چهره و فیزیک بازیگر در کنار ترجمه های گیج کننده
ودیالوگهایی که پاسخ یکدیگر نیستند و حذف اطلاعات بی شماری از دیالوگهای
اصلی و حذف صداهای زمینه که روح و جریان زندگی را از فیلم یا سریال می
گیرد از عمده ترین مشکلات دوبله های تلویزیون ایران هستند.ادامه را در متن کامل ببینید.
h_emami67@yahoo.com & hosseinema@gmail.com
حسین امامی: جمعه شب ها ساعت 11 به وقت ایران برنامه ای روی آنتن کانال سه سیمای جمهوری اسلامی می رود به نام "هفت" که به تحلیل سینمای روز ایران می پردازد.
مجری این برنامه فریدون جیرانی یک کارگردان سینما و تلویزیون است. این برنامه تا به حال حواشی زیادی داشته است که تا مرز تعطیلی پیش رفته است. از بحث و جدل تهیه کننده ها گرفته تا سانسور صحبت های مسعود کیمیایی در پخش چند هفته قبل این برنامه. اما فریدون جیرانی نظرسنجی در این برنامه دایر کرده است که در این قسمت یعنی 10 دی ماه سوال آن به این ترتیب طرح شده بود: (به نظر شما کدام یک از این چند تن به یاد آور قهرمان قهرمانان مرد سینمای ایران است؟ 1:فرامرز قریبیان 2:جمشید هاشم پور 3:ابولفضل پور عرب 4:فریبرز عرب نیا چند نکته در این قسمت جالب توجه بود که به طور خلاصه می توان گفت: اول اینکه در این سوال سینمای قبل از انقلاب به طور کامل حذف شده بود. دوم اینکه کارشناس برنامه یعنی آقای جواد طوسی در زمان تحلیل این بحث پیدایش قهرمان در سینمای ایران را از آغاز فیلم قیصر دانست و نکته سوم که از همه جالب تر بود انونس این نظر سنجی بود، به این صورت که سوال به صورت نریشن پخش می شد و تکه ای از فیلم قیصر پخش می شد. ادامه را در متن کامل ببینید...
حسین امامی: با عرض سلام و آرزوی سلامتی برای تمامی شما عزیزان
که این وبلاگ را دنبال می کنید و با نظرات گرم خودتان قوت قلبی به ما برای ادامه راه می دهید. یک سلام مخصوص و عرض تبریک هم به مناسبت آغاز سال نو میلادی خدمت هموطنان مسیحی خودمان باید داشته باشم. اما به بهانه آغاز سال نو میلادی تصمیم گرفتیم تا هدیه ای به شما هواداران بهروز وثوقی عزیز تقدیم کنیم. این هدیه مجموعه ای از پوستر فیلم های بهروز وثوقی است که در سه بخش توسط دوست عزیزم آقای پرهام شریعتی تنظیم شده است و شما عزیزان می توانید با کلیک روی هر کدام از آنها به راحتی این پوستر ها را دریافت کنید. ضمنا به استحضار تمام شما عزیزان می رساند که فیلم مشترک با همکاری آقایان بهروز وثوقی و بهمن قبادی در یونان فیلم برداری خواهد شد و به محض شروع آن اخبار تازه را در اختیار شما قرار خواهیم داد. در آخر باید عرض کنم که عاجزانه از تمام بازدیدکنندگان این وبلاگ تقاضا داریم که از جملات مخرب در نظرات خود پرهیز کنید. پوستر ها را در متن کامل دانلود کنید. با تشکر
کرده که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید. امروز ما بچههای فرهیختهای داریم در حوزه کارگردانی و نویسندگی و کارهای فنی سینما وتلویزیون. بازیگران جوان ما بسیار خوب هستند. مثلا من معتقدم فردین یا بهروز وثوقی بازیگر بدی نبودند، اما آنها را در قصههای ضعیف و مبتذل به کار گرفتند که تقصیر آن با کارگردانان و نویسندگان و تصمیم گیران آن دوره بوده است. الان در حوزه نویسندگی و در همه شئون سینما و هنرهای نمایشی متخصص و زبده و آدمهای درجه یک داریم، ولی متاسفانه کاری را که از دلشان بربیاید را نمیتوانند انجام دهند. من نمیدانم چرا از سرمایههای خودمان استفاده نمیکنیم . ما سرمایه های بسیار خوبی در سینما و تلویزیون داریم و حیف است هدر برود. این همه شبکههای تلویزیونی خارجی سریالهای مبتذل، اما رنگارنگ و عوام پسند پخش میکنند. ما باید این قصههای تکراری را کنار بگذاریم . باید تحولی در گزینش قصه پیدا شود .باید به دنبال تازهها رفت، قصه هایی که حرف و درد مردم و زندگی مردم باشد نه قصههای واهی و خیال پردازانه و جدا از زندگی مردم. ادامه را در متن کامل ببینید.صبح چهارشنبه 10 دی ماه 1348 فیلمی در 13 سینمای تهران به روی
پرده رفت که باعث شد دورهای جدید در تاریخ سینمای ایران آغاز شود. دورهای که به موج نو در این سینما معروف شد و آن را تا حدودی از انحصار قارونیسم و تقلیدهای هندی و ترکی خارج ساخت. با فیلم «قیصر» سینماگران جوانی در سینمای ایران مطرح شدند که هرکدام قابلیتها و تواناییهای قابل بحثی به وجوه ساختاری و محتوایی سینمای ایران بخشیدند. «قیصر» به نوعی سرآغاز تلفیق سینمای هنری با عناصر و فاکتورهای تجاری بود. سینمای هنری که تا پیش از «قیصر» در فیلمهای کارگردانهایی مانند فرخ غفاری و ابراهیم گلستان و آثاری همچون «گاو» که با کاربرد سینمای ناب و روشهای زیباشناختی سعی در ارائه تفکرات و دیدگاههای شبهفلسفی داشتند نمود مییافت با فیلم «قیصر» با سینمای موسوم به سینمای بدنه و تماشاگرپسند روز آمیخته شد و از همین رو «قیصر» یکی از 4 فیلم پرمخاطب تاریخ سینمای ایران شد.«قیصر» اولین فیلم سینمای ایران است که اکثریت طبقه متوسط را برای دیدن فیلم ایرانی به داخل سینما کشاند و تقسیمبندی طبقاتی تماشاگر فیلم فارسی و فیلم فرنگی را عوض کرد. البته «قیصر» علاوه بر طبقه متوسط، کارگران شهری و روستاییان مهاجر را نیز که تماشاگران فیلم فارسی هستند، راضی کرد. بنابراین «قیصر» اولین فیلم ایرانی است که مخاطب عام و خاص را به داخل سینما میکشاند. ادامه را در متن کامل ببینید.
همواره در اکثر فیلم ها عوامل پشت صحنه نادیده گرفته میشوند. اما در فیلم
هایی
مانند قیصر، داش اکل و گوزنها نمیتوان از انها گذشت. باید به این
نکته اشاره کرد که اگر هر کدام از این سه نفر مثلا در فیلم قیصر نبودند چه
اتفاقی می افتاد. ایا قیصری بدون بازی بهروز وثوقی امکان پذیر بوده است؟
اگر دیالوگ های مسعود کیمیائی و این قصه از او به سینما راه نمیافت ایا
قیصری پدید می امد؟ اسفندیار منفردزاده با قیصر و رضا موتوری و گوزنها
نشان داد که سلطان مطلق موزیک متن فیلم است. حال اجازه بدید تا کمی به این
قضیه فکر کنیم که این همکاری ها تا چه اندازه مثبت بوده است؟ از مسعود
کیمیائی شروع میکنیم. او اکثرا فیلم هائی را کارگردانی می کرد که خودش
نویسنده انها بود.سوژه های او بیشتر از طبقه محروم جامعه و کسانی بودند که
از مسائلی رنج می بردند. داستان فیلم قیصر یک تراژدی است و باید دارای
دیالوگ های زیبائی داشته باشد تا بتواند مخاطب را به خود جلب کند که مسعود
کیمیائی به خوبی از عهده نوشتن انها برامد. در دوران قبل از انقلاب رو
کردن به فیلمهای تاریخی جرات خاصی میخواست که کیمیائی داستان داش آکل را
با اقتباسی از قصه صادق هدایت نوشت و داش اکل جز شاهکارهای سینما شد. ادامه را در متن کامل ببینید.
حسین امامی: با سلام. متاسفانه به دلیل عدم حضور استاد جعفر والی در تهران مصاحبه با ایشان به روزهای آتی موکول شد. از تمام شما عزیزان که با نظرات سازنده خودتان این وبلاگ را یاری می کنید سپاسگزاریم.
او از جمله آهنگسازانی است که با برخورداری از غریزه ای مبتنی بر احساس کار میکند . در کارهای او شکل تکامل یافته ای از موسیقی به چشم نمی خورد
زیرا کار در زمینه ی موسیقی
مجلسی و مجلل را طرد میکرد و مدعی بود که
موسیقی مجلل وکلاسیک مخصوص طبقه اشراف است. چنین مینمود که او تمایل داشت
با مردم ارتباط برقرار کند و ناگزیر در کارهای خود از جنبه های متعالی تر
چشم پوشی میکرد . اغلب او را متهم میکردند که اثر آهنگسازان غربی را
دستمایه ی کارش قرار داده است . فریدون ناصری در این باره میگوید :قسمت
عمده ی انتقاداتی که به منفردزاده وارد میشد به این دلیل بود که او را
بیشتر از دیگران به کار میگرفتند و صفحات موسیقی فیلمش نیز صریعا به فروش
میرفت لذا عده ای که کار به آنها واگذار نمیشد به مخالفت با او برخاستند
.من نمیدانم که او موسیقی میدانست یا نه ؟ فقط میدانم که ارکسترش خوب صدا
میکرد . منفرزاده پس از اینکه ۸ سال در رادیو کار کرد برای تحصیل علمی
موسیقی به دانشکده هنرهای زیبای تهران رفت اما پس از دو سال و نیم آنجا را
رها کرد . پس از فیلم قیصر به قصد تحصیل به برلین و وین سفر کرد ، اما پس
از نه ماه ادامه ی کار را رها کرد و به ایران بازگشت در پی آن سیل تقاضا
برای نوشتن موسیقی فیلم به سوی او سرازیر شد . به این ترتیب منفردزاده به
یک آهنگساز فیلم تبدیل شد . ادامه را در متن کامل ببینید.
در تاريخ سينماي ايران از سال 1348 به عنوان سال تدبير ياد شده است چرا كه
تفكر به فيلمسازي اضافه شد و مهرجويي براساس پشتوانه ادبي محكمي چون زنده
ياد ساعدي گاو را ساخت و تقوايي فيلمبرداري آرامش در حضور ديگران را آغاز
كرد و علي حاتمي نيز درگير پيش توليد حسن كچل شد. قيصر هم زمان با فصل
تدبير از دهم دي ماه سال 48 اكران شد و سينماهاي مولن روژ، مهتاب، ديانا،
ركس، هما، نپتون، شهوند، ليدو، پاسارگاد، اسكار، اورانوس و رنگين كمان
فيلم را نشان دادند كه بحثهاي موافق و مخالف بسياري را سبب گرديد. پرويز
دوايي، نجف دريابندري و هواداران قيصر از يك سو و دكتر كاوسي و مخالفان با
قيصر از سوي ديگر دست به اظهار عقيده زدند و باقي قضايا. جدا از موضوع و
بحث پيرامون محتواي قيصر، بازي بهروز وثوقي را در فيلم مورد تحليل و بررسي
قرار ميدهيم. قبل از هر چيز به ياد ميآوريم كه پس از تجاوز به خواهر قيصر
و قتل برادر او براي ستيز با ظلم دست به مبارزه ي شخصي زد و وارد كارزاري
شد كه در نهايت كشته نشد ولي مرد به مرگي تمثيلي كه در فيلم ديده ميشود. ادامه را در متن کامل ببینید.
استاد جعفر والی در گفت و گوی اختصاصی با وبلاگ بهروز وثوقی - هفته بعد خواهید دید...
فكر
مي كنم نود درصد مردم ايران فيلم قيصر را حداقل يك بار ديده اند.
اما مي
خواهيم كمي اين فيلم را تحليل كنيم و ببينيم اين فيلم از نظر فني چقدر
ارزش دارد. در ابتداي تهيه فيلم همه عوامل از بازيگر گرفته تا كارگردان و
تهيه كننده نا اميد شده بودند چون به گفته همگان اين نوع فيلمها در سينماي
ايران جائي نداشت و قيصر در مقابل رقص و اواز مي ايستاد و تماما يك تراژدي
بود و سينماي ان زمان با اين فيلم تضاد داشت. اما با همه این ها فیلم فارسی باز هم روی این فیلم تاثیر داشت.مانند قيصر در كنار سهيلا فردوس و ان رقص و اوازهاي كافه. اين چند مورد از
مشكلات اوليه توليد فيلم بودند. تيتراژ اين فيلم را عباس كيارستمي كه تازه
به سينما وارد شده است به عهده ميگيرد. عباس شباويز مدير توليد اين فيلم
ميگويد: يک روز كيارستمي با چند جاهل گردن كلفت امد به استوديو اريانا
فيلم و به فيلمبردار ما اقاي مازيار پرتو گفت كه از بازوها وخال
كوبي هاي جاهلان فيلم بگيرد. ما اول فكر كرديم كه شوخي ميكند و مازيار را
راضي كرديم تا كارهاي عباس كيا رستمي را انجام بدهد. بعد از مدتي كه
كيارستمي تيتراژ را اماده كرد از تعجب شاخ در اورده بوديم خيلي زيبا كار
كرده بود و با تكنيك. بالاخره كيارستمي از اينجا استعداد خودش را نشان داد
و شروع به كار كرد. ادامه مطلب را در متن کامل ببینید...
در
ايران جدا از چند کتاب و مجموعهاي که بيشتر حاوي يک مصاحبۀ بلند،
همراه
با چند مقاله به قلم صاحبنظران و منتقدان فيلم در معرفي و ارزيابي
کارنامۀ عمدتا کارگردانهاي سينما، مانند «داريوش مهرجوئي»، «مسعود
کيميائي» و «امير نادري» به چاپ رسيده، تنها يک مورد زندگينامه از
بازيگران سينما وجود دارد که آنهم به همت «هوشنگ گلمگاني» و در بارۀ
«عزتالله انتظامي» با عنوان «آقاي بازيگر» چاپ و منتشر شده است.«زندگينامه
بهروز وثوقي» شايد دومين کتاب از اين دست، و اولين کتابي است که در خارج
از کشور به چاپ ميرسد. رواي تمام ماجراهاي اين کتاب «بهروز وثوقي» است و
کاتب آن «ناصر زراعتي». متن روان کتاب و تسلسل منطقي و جذاب حوادث آمده در
آن البته که مايه از ذوق و تجربۀ «ناصر زراعتي» ميگيرد. لطفا ادامه مطلب را در متن کامل دنبال کنید.
حسين امامي: مهمان اين هفته گفت و گوي وبلاگ بهروز وثوقي آقاي محمد متوسلاني است. مصاحبه كاملي با ايشان انجام داديم كه از شما عزيزان علاقه مند دعوت مي كنم در متن كامل ملاحظه بفرماييد. محمد متوسلاني متولد 1314 تهران است. وي تحصيلاتش را در مقطع زبان و ادبيات انگليسي در دانشگاه تهران گذراند و در كلاس هاي بازيگري خصوصي و رشته تئاتر در دانشكده هنرهاي زيبا به سرپرستي دكتر مهدي فروغ شركت كرد و يك دوره تئاتر در دانشگاه تهران زير نظر پروفسور بلچر گذراند. او همچنين داراي تحصيلات نيمه تمام در دانشگاه كاليفرنيا در لوس آنجلس در مقطع فوق ليسانس سينما مي باشد.
حتما در خبر ها شنيديد كه حامد بهداد گفت و گويي با چنگيز جليلوند
دوبلور
بسياري از فيلم هاي قديمي انجام داده است كه در اين ميان چنگيز جليلوند
انتقاد و تمجيد هايي از بهروز وثوقي كرده است كه از شما عزيزان دعوت مي كنم
اين مصاحبه را ملاحظه فرماييد و داوري آن هم به عهده شما باشد. اين مصاحبه
را در متن كامل ببينيد. در ضمن وبلاگ بهروز وثوقي مصاحبه اي با آقاي محمد
متوسلاني (كارگردان فيلم هاي سازش و ذبيح) انجام داده است كه در مرحله
تنظيم آن هستيم و اگر خدا بخواهد در روز يكشنبه 2 آبان ماه در وبلاگ منتشر
خواهد شد. منتظر اين مصاحبه جالب باشيد...
حسین امامی: با عرض سلام و آرزوی سلامتی برای همه شما عزیزان، به اطلاع می رساند که این وبلاگ سعي دارد تا هر هفته با یکی از هنرمندان کشورمان که با بهروز وثوقی همکاری داشته اند گفت و گوی اختصاصی انجام دهد و اما این بار بعد از مصاحبه های موفقی که با آقایان داریوش اقبالی و بهمن قبادی انجام دادیم آقای محمود اسکویی مهمان گفت و گوی اختصااصی وبلاگ بهروز وثوقی هستند که از شما عزیزان دعوت می کنیم در متن کامل این مصاحبه را ملاحظه فرمایید. ضمنا از تاخیر بوجود آمده در انتشار این مطلب عذر خواهی می کنم.
مستندي در نه سال پيش تهيه شده است به نام "سلامي ديگر" که مرحوم خسرو شکيبايي و بهروز وثوقي در آن بازي کرده اند. که نويسندگي و کارگرداني آن را آقاي حسين خندان انجام داده است.ماجراي اين مستند اين است که حسين خندان مرحوم خسرو شکيبايي را نه سال پيش به آمريکا دعوت مي کند و او سر انجام به آمريکا سفر مي کند.يک روز حسين خندان با بهروز وثوقي صحبت مي کند و از خسرو شكيبايي مي پرسد که آيا مي خواهيد با بهروز وثوقي صحبت کنيد شكيبايي سري گوشي را از دست حسين خندان مي کشد و با بهروز وثوقي صحبت مي کند و در مکالمه تلفني يک روز باهم قراري مي گزارند.و آن روز سرانجام سر مي رسد و حسين خندان دوربينش را بر مي دارد و بر سر قرار مي روند. و مستند سلام ديگر تهيه مي شود و استاد از او مي خواهد که فعلا اين مستند پخش نکند و کپي آن هم را به کسي هم ندهد و بعداز نه سال اين مستند پخش شد.
مستند قيصر چهل سال بعد به زودي وارد شبكه نمايش خانگي خواهد شد.چندي پيش جمعي از هنرمندان اين فيلم در خانه هنرمندان گرد هم آمدند تا توضيحي كوتاه در مورد مضمون فيلم به مردم ارائه دهند. اما امروز شهر تهران پر از پوسترهاي اين مستند شده است. به هر سوپر ماركت كه پاي خود را مي گذاريم تصويري از بهروز وثوقي را مي بينيم كه در انتهاي پوستر آن نوشته (قيصر 40 سال بعد) به زودي به بازار مي آيد. اين مستند از جهتي ما را خوشحال مي كند و از جهتي باعث انتقاد مي شود. خوشحالي از اينكه بعد از سي و دو سال بالاخره وزارت ارشاد ايران مجوز صادر كرد كه عكسي از بهروز وثوقي چاپ شود ولي ناراحتي از اينكه كساني در مورد اين فيلم جلوي دوربين رفته اند، كه هيچ دخالتي در فيلم نداشته اند. هنرمندان اصلي اين فيلم از جمله بهروز وثوقي و پوري بنائي و حتي اسفنديار منفردزاده در اين مستند جايي ندارند. مسعود كيميايي، جمشيد مشايخي، مازيار پرتو، منوچهر اسماعيلي، مرحوم عباس شباويز، جلال پيشواييان، عزتالله انتظامي، فاطمه معتمدآريا،امين تارخ، علي كسمايي، پرويز نوري، شاپور قريب، علي معلم، چنگيز جليلوند، محمد متوسلاني، سيروس الوند، اكبر معززي، اصغر بيچاره، حميد نعمتالله، عبدالله عليخاني ، سعيد راد و تهمينه ميلاني هنرمنداني هستند كه مقابل دوربين اين مستند رفتهاند و اظهار نظر ميكنند. جزئيات مراسم خانه هنرمندان را در متن کامل ببينيد.
حسين امامي: چند سال پيش خبر همكاري بهمن قبادي و بهروز وثوقي منتشر شد. اما هم اكنون زمزمه هايي از آغاز دوباره اين كار به گوش مي رسد و ما به همين بهانه گفت و گويي كوتاه با آقاي بهمن قبادي انجام داده ايم كه از نظرتان مي گذرد. لازم به توضيح است كه چون هنوز عوامل فيلم به طور كامل مشخص نيستند گفت و گوي كامل راجع به اين فيلم را به آينده موكول كرديم. بهمن قبادي متولد 1348 سنندج، فارغ التحصيل از دانشكده صدا و سيما است. وي فعاليت سينمايي را سال 1377 آغاز كرد. او يكي از پر كارترين سازندگان فيلمهاي كوتاه به شمار مي آيد و تاكنون تعداد زيادي از جوايز بين المللي را به خود اختصاص داده است. قبادي با فيلم «زماني براي مستي اسب ها» توانست براي دومين بار در تاريخ سينماي ايران جايزه مهم و معتبر دوربين طلايي را كه در جشنواره بين المللي فيلم كن به اولين ساخته هاي فيلمسازان جوان اهدا مي شود را از آن خود كند.
در روزنامه شرق منتشر شد به شدت به سانسور سخنان خوددر برنامه هفت انتقاد کرده است متن کامل یادداشت مسعود کیمیایی به شرح زیر است: در هر شرايطي، دورهاي، با تلويزيون درگير بودهام، در رياست سهماهه، در مصاحبه تمام عمرم، پنج بار شايد. اين بار آقاي جيراني دوربين و وسايل را به مدرسه كارگاه آزاد فيلم آورد. يك گزارش از مدرسه فيلم و شكل تدريس سينما. حالا رودرروي يك رفيق قديمي كه پولاد پسرم دوستش دارد و موجهاي خوب از او به ياد دارد كه در سفر در تركيه در سريال مرگ تدريجي يك رويا با او بود، يك گپ دوستانه هم در مورد نخواندن درس سينما و چگونگي تدريس آن، كه براي تلويزيون بيضرر بود.بعد از مصاحبه گفتم، آقاي جيراني بچههاي مدرسه هم گفتوگو را ضبط كردهاند. اگر جايي از اين گفتوگو نبايد نشان داده و گوش كرده شود بگوييد – گفتند – نه حتي يك جمله.حسین امامی: شنبه 9 مردادماه 89 برابر با 31 جولای 2010 در سالن گیبسون آمفی تئاتر شهر لس آنجلس، از بهروز وثوقی بازیگر مشهور سینمای ایران تجلیل شد. چند روز بعد از گردهمايي عكس هاي متعددي از مراسم در منابع خبري و سايت ها قرار گرفت. و اما وبلاگ بهروز وثوقي به عنوان شروع دوباره اش با آقاي داريوش اقبالي خواننده محبوب كشورمان و يكي از دوستان صميمي بهروز وثوقي كه در مراسم حضور داشته است گفت و گويي اختصاصي انجام داده كه تقديم شما عزيزان مي كنيم.از تمام این عزیزان و شما هواداران بهروز وثوقی تشکر میکنیم كه در اين سال ها ما را ياري داديد. اميدواريم با ادامه كار اين وبلاگ درد دلي با هواداران اسطوره داشته باشيم و جاي خالي او را در هنر اين مملكت تا حدي پر كنيم. لطفا مصاحبه را در متن کامل دنبال کنید.